به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

دلارام در زمستانی سرد در روز یازدهم بهمن ۱۳۷۱ آرام دل شد. دختری با چشمان درشت و درخشان فرشته ای به نام دلارام او مهربان فعال و یگران دنیای اطراف بود. پس از تحصیل در تهران به ونکوور رفت تا در رشته ی ژنتیک ادامه تحصیل بدهد و آینده را جستجو کند. همزمان با التحصیل کار میکرد و همچنین به کار داوطلبانه در بیمارستان سنت بلول مشغول بود دختر بیست و هفت ساله ای که هیچ وقت به جشن تواند بیست و هفتمان ترسید. او هر روز با شوق به بیمارستان میرفت و از سویی دلتنگ خانه ی پدری بود. خبرای تعطیلات بر می گردم بعد از دیدار با همه صبح آن روز شوم با چشمان درخشانش خداحافظی کرد و به امید دیدار دوباره ی خیابان های باران گیر ونکوور و گلهای آفتابگردان سوار هواپیمایی شد که هیچ وقت به مقصد نرسید