به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

نامش حمیدرضا محسنی است و روز ۱۹ دیماه در گلشهر کرج با شلیک مستقیم گلوله به سرش ، سرکوبگران خامنهای دیکتاتور، چراغ عمرش را خاموش کردند. او ۴۲ ساله، مجرد و فوقلیسانس عمران بود. خانوادهاش تا یکهفته تصور میکردند که او دستگیر شده است. اما سرانجام پس از یک هفته جسد او را در یکی از سردخانههای تهران پیدا کردند. برای خاکسپاری شرط گذاشته بودند که یا باید یک میلیارد تومان بدهید و یا امضا کنید که بسیجی بوده است. پدر او بازنشسته سرمسازی حصارک کرج بود و چنین پولی نداشت و مجبور شد که امضا کند تا پیکر فرزندش را بتواند به خاک بسپرد. پیکر او را حتی تحویل خانواده ندادند و همراه با مامور در قطعه شهدا یک گورستان دوردست در کرج و فقط با حضور پدر و مادرش دفن کردند. حمیدرضا در خیزش زن زندگی آزادی نیز مشارکت فعال داشت و شانهاش تیر خورده بود اما دست از اعتراض برنداشت.