به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

سعید طهماسبی خادم اسدی»متولد اول فروردین۱۳۶۳ در تهران بود. فرزند دوم خانواده بود،لاغراندام و بازیگوش. شاگرد اول بود ولی معلمانش را به ستوه میآورد. یکبار که از روی میز و صندلیها میپرید میلهٔ بارفیکس را ندید و کارش به بیمارستان و اخراج یکروزه از مدرسه کشید! نفر اول المپیاد یاضی شد،در دانشگاه تهران قبول شد و بعد از دو سال دانشگاه را نیمه رها کرد تا به انگلستان برود. آنجا پس از اتمام کارشناسی ارشد، در شرکتهایAtkins وSiemens کار کرد. وقتی مهندس عالیرتبهٔ بزرگترین شرکت ساختوساز انگلستان یعنیO'Laing شد، هنوز راضی نبود و میخواست در همان دانشگاهPHD بگیرد که پدرش درس خوانده بود. سال آخر دکتری در امپریال کالجلندن، برای عروسی با نیلوفر که دلش را برده بود،به ایران رفت. جشن کوچک لندن راضیش نمیکرد.«حیف بود همهٔ آنهایی که دوستشان داشتیم نبودند تا برایمان کلبکشند.بیا بریم با آنها کلبکشیم، بزنیم و بنوشیم و برقصیم.خوب میشودنه؟» جشن بینظیری شد،شبیه تصورشان.شادترین روزها. اما با یک انفجار پایان یافت. انفجاری که دو ماه پیش از ۳۸ سالگیش خانوادهٔ شاد او را در ماتمی ابدی فرو برد. یاد و نامش مانا.