به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

۱۵ شهریور ۱۳۵۹، در کرمانشاه، دخترکی با چشمهای ریز و خندهای وسیع و روحی بزرگ، شد «سهند». دوران کودکیاش در کرمانشاه گذشت تا زمانی که همراه با مادر و پدر و برادرش البرز به تهران آمدند. سهند پای کوه رفتن پدر و مادرش بود. از پراو و بیستون و شاهدژ تا علم کوه و دماوند و سهند. در کوهها بالید و بزرگ شد. با پونههای وحشی، چشمههای خُرد، گلسنگهای سیاه. سهند عاشق کوه ماند و همیشه در تورنتو میگفت “شمال رو نگاه میکنم تا یه کوه ببینم. شمال یعنی کوه.” تحصیلاتش را در رشتهی شیمی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد و و در شرکت راسندرمان مشغول به کار شد سهند دست در دست سوفی و الوند و نگار سوار هواپیما شد اما نرفت. سهند کوه شد و در گوشهای از ایران ماند. ما هر وقت به شمال نگاه میکنیم او را میبینیم، پر از چشمههای خرد، پر از پونههای وحشی.