به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

سجاد سلیمانی، متولد خرداد ۱۳۶۳ بود؛ ۴۱ ساله، متاهل و پدر دختری پنج ساله. دستش به دهانش میرسید. کارگاه «مبلسازی» داشت و به اجتماعی بودن، بذلهگویی، خوشمشربی و مهربانی معروف بود. منبع ایرانوایر شبی که سجاد سلیمانی به قتل رسید را اینگونه روایت میکند: «او در شب فراخوانها مثل بقیه مردم به خیابان آمد. ماموران اول اشکآور زدند. جمعیت که مسیر را گم کرد، شروع کردند با تیر جنگی شلیک کردن. سجاد دو گلوله خورد. یکی از ناحیه ران پا و یکی هم از پشت به کلیه سمت راستش خورده بود.» با این حال، جمعیتی که هنوز از گلولههای جنگی نیروهای حکومت در امان مانده بودند، سجاد سلیمانی را به دوش میکشند. فرد آگاه به ایرانوایر میگوید که سجاد با کمک چند نفر از مردم و برخی دوستانش به بیمارستان «ابن سینا» تهران در فلکه دوم آریاشهر منتقل میشود. فرد آگاه به ایرانوایر میگوید که پس از انتقال سجاد سلیمانی به بیمارستان، پرستارها و پزشکها، روند درمان را آغاز میکنند: «سجاد زنده بود. تا اینکه مامورها حمله کردند. همه همراهان را با تهدید و عربدهکشی بیرون کردند. بعد خبر دادند که سجاد فوت شده است، بروید پزشکی قانونی کهریزک و تحویلش بگیرید.»