به یاد آنان که فراموش نخواهند شد
بیش از ۹۰٬۰۰۰ زندگی هنوز در انتظار یادآوری

۲۷ فروردین، زاد روز سوزان گلباباپور متولد ۱۳۴۹، دانش آموخته مهندسی شیمی دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد شیمی فیزیک از دانشگاه الزهرا بود، سال ۱۳۷۷ بعد از پذیرفته شدن در آزمون ورودی سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در آزمایشگاه های ژئو شیمی به عنوان کارشناس مسئول دستگاه های جذب اتمی مشغول به کار شد، به کانادا مهاجرت کرد که روزهای بهتری داشته باشد ، او با همسرش « بهروز رحیمی » ۲۵ آگوست ۲۰۱۶ آشنا شد و روز ۳۱ م در جایی باهم قهوه خوردند « قهوه رو تلخ میخوری یا با شکر؟» و هر دو خندیدند. ۴ ماه بعد بهروز از سوزان خواستگاری کرد و ازدواج کردند، روزی که به کانادا آمد مربی ورزش بود و در سختی بسیار خود را به شاگردانش می رساند، و روزی هم که با بهروز آشنا شد به عنوان کارشناس مسکن مشغول به کار بود، سوزان همسرش را به غواصی علاقمند کرده بود و هر دو گواهینامه اولیه را گرفته بودند، باهم بیش از ۵۰ بار به عمق اقیانوس رفته بودند. مادر سوزان مسن بود و بیمار شده بود، سوزان با اینکه قرارهای کاری بسیاری داشت اما می خواست به ایران برود به دیدار مادرش، قرار بود ۳ هفته در ایران بماند اما همسرش از او می خواست که زودتر برگردد، چرا که دلتنگ او بود و سوزان می گفت که ۲ هفته دیگر را صبر کند و دل مادرش را هم نمی تواند بشکند و تنهایش بگذارد، می خواست زودتر از ۸ ژانویه برگردد، چندبار قصد داشت پروازش را تغییر بدهد اما نتوانست، هدیه تولد بهروز را به صورت اینترنتی برایش ارسال کرد، در آخرین تماسش به بهروز گفته بود « میرم فرودگاه، نمی خواد خونه رو تمیز کنی، باهم درستش می کنیم» ... بهروز اما خانه را برق انداخته بود و لباس هایش را برای رفتن به فرودگاه و استقبال همسرش آماده کرده بود، سوزان روز ۱۸ دی ماه ۹۸ بر صندلی هواپیمای اوکراینی ردیف 28 صندلی F نشست ... پرواز PS752 با شلیک موشک های سپاه پاسداران سقوط کرد و هر ۱۷۶ مسافر آن کشته شدند. ساعت ۷ صبح دوستان بهروز با او تماس گرفتند، « بهروز از سوزان خبر داری؟» « موضوع هواپیما رو میدونی؟ میدونی هواپیماش افتاده؟» و چنین او را در بهت و شوکی فرو بردند که روح و روان او را هم نابود کردند، آنها ویرانگر زندگی اند .. پیکر سوزان را در بهشت زهرا، قطعه ۵۰، ردیف ۱۲۰، شماره ۲۱ به خاک سپردند و نام شهید را بر او مصادره کردند